بله، با دلار ۲۲۰ هزار تومنی هنوز هم می شود ترید کرد، اما یک شرط مهم دارد: باید نحوه مدیریت سرمایه و نگاه ذهنی خود به ضرر را تغییر دهید.
وقتی قیمت دلار بالا می رود، حتی اگر حساب معاملاتی شما همان ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ دلار باقی مانده باشد، ارزش ریالی هر ضرر بسیار بزرگ تر به نظر می رسد.
مثلا یک استاپ ۵۰ دلاری با دلار ۲۲۰ هزار تومنی حدود ۱۱ میلیون تومان می شود.
همین عدد می تواند باعث شود معامله گر استاپ خود را جابه جا کند، حجم معامله را تغییر دهد یا تصمیم هایی بگیرد که هیچ ارتباطی با سیستم معاملاتی او ندارند.
مشکل اصلی این نیست که دلار گران شده است. مشکل این است که بسیاری از معامله گران هنوز ریسک معاملات خود را با تومان می سنجند، در حالی که حساب معاملاتی آن ها دلاری است.
برای ادامه ترید در چنین شرایطی، سه چیز اهمیت بیشتری پیدا می کند:
- واحد ذهنی حساب خود را تغییر دهید.
- فقط پول قابل ریسک وارد بازار کنید.
- حجم معامله را بر اساس تحمل ریسک خود تنظیم کنید.
ویدیو: آیا با دلار ۲۲۰ هزار تومنی هنوز می شود ترید کرد؟
در ویدیوی این صفحه، همین موضوع را با مثال های واقعی و ساده بررسی کرده ام.
اگر بعد از هر ضرر، سریع مقدار آن را به تومان تبدیل می کنید و همین موضوع روی تصمیم های معاملاتی شما تاثیر می گذارد، پیشنهاد می کنم ابتدا ویدیو را ببینید.
در ویدیو توضیح داده ام چرا ممکن است یک استاپ ۱۰ یا ۲۰ دلاری از نظر سیستم معاملاتی کاملا طبیعی باشد، اما وقتی آن را به تومان تبدیل می کنیم، فشار روانی آن چند برابر شود.
همچنین درباره سه راهکار اصلی صحبت کرده ام که می توانند این فشار را تا حد زیادی کنترل کنند.
چرا بالا رفتن دلار ترید را از نظر روانی سخت تر می کند؟
فرض کنید حساب معاملاتی شما ۱۰۰۰ دلار است.
اگر در هر معامله ۵ درصد سرمایه خود را ریسک کنید، حداکثر ضرر برنامه ریزی شده شما ۵۰ دلار خواهد بود.
از نظر حساب معاملاتی، این عدد تغییری نکرده است.
اما وقتی دلار ۲۲۰ هزار تومان باشد، همان ضرر ۵۰ دلاری معادل حدود ۱۱ میلیون تومان می شود.
ذهن معامله گر ایرانی معمولا ناخودآگاه این تبدیل را انجام می دهد.
در نتیجه، عددی که در حساب معاملاتی فقط ۵ درصد سرمایه است، در ذهن به یک هزینه بزرگ زندگی تبدیل می شود.
همین اتفاق می تواند باعث تصمیم های اشتباه شود.
برای مثال:
استاپ را جابه جا می کنید.
زودتر از معامله خارج می شوید.
بعد از ضرر وارد معامله انتقامی می شوید.
یا اصلا معامله ای را که طبق سیستم معتبر است، انجام نمی دهید.
در واقع، گران شدن دلار بیشتر از آنکه ساختار معامله شما را تغییر دهد، فشار روانی آن را افزایش می دهد.
۱. واحد ذهنی حساب خود را تغییر دهید
یکی از مهم ترین تغییراتی که یک معامله گر باید ایجاد کند، نحوه اندازه گیری سود و ضرر است.
فرض کنید در یک معامله ۲۰ دلار ضرر کرده اید.
اگر بلافاصله بگویید:
«۲۰ دلار یعنی ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان»
احتمالا فشار روانی بیشتری احساس می کنید.
اما حساب شما با دلار کار می کند.
سود شما دلاری است.
ضرر شما نیز دلاری است.
این به معنی بی اهمیت بودن ارزش ریالی پول نیست.
وقتی تصمیم می گیرید چه مقدار سرمایه وارد بازار کنید، قطعا باید ارزش واقعی آن پول را در زندگی خود در نظر بگیرید.
اما زمانی که معامله شروع شده است، بهتر است عملکرد خود را با واحد حساب معاملاتی بسنجید.
یکی از بهترین روش ها استفاده از مفهوم R است.
اگر در هر معامله مقدار مشخصی را به عنوان ریسک قبول کرده باشید، همان مقدار برابر یک R است.
مثلا اگر حداکثر ریسک شما در هر معامله ۱۰ دلار باشد:
ضرر ۱۰ دلار = منفی ۱R
سود ۲۰ دلار = مثبت ۲R
با این روش، تمرکز شما از عدد تومان یا دلار روی کیفیت اجرای سیستم منتقل می شود.
۲. فقط پولی را وارد بازار کنید که توان ریسک آن را دارید
این شاید مهم ترین بخش ماجرا باشد.
اگر ضرر کردن بخشی از سرمایه معاملاتی باعث می شود اجاره، قسط یا هزینه های ضروری زندگی شما به مشکل بخورد، آن پول برای ترید مناسب نیست.
در چنین شرایطی، مشکل روانشناسی معامله گری نیست.
مشکل این است که سرمایه ای وارد بازار شده که نباید وارد می شده است.
وقتی به پول نیاز دارید، تصمیم گیری منطقی بسیار سخت تر می شود.
بازار به استاپ شما نزدیک می شود و با خودتان می گویید:
«این معامله نباید استاپ بخورد.»
بعد استاپ را عقب می برید.
ضرر بیشتر می شود.
بعد برای جبران ضرر، حجم معامله بعدی را افزایش می دهید.
و به همین شکل، مدیریت ریسک به تدریج از بین می رود.
سرمایه معاملاتی باید پولی باشد که از دست رفتن بخشی از آن، زندگی روزمره شما را مختل نکند.
۳. اگر عدد ضرر شما را اذیت می کند، حجم معامله را کم کنید
خیلی از معامله گران فکر می کنند چون حساب ۱۰۰۰ دلاری دارند، باید در هر معامله ۵۰ یا ۱۰۰ دلار ریسک کنند.
اما هیچ قانونی چنین چیزی نمی گوید.
فرض کنید حساب شما ۱۰۰۰ دلار است و در هر معامله فقط ۱ درصد ریسک می کنید.
حداکثر ضرر برنامه ریزی شده شما ۱۰ دلار خواهد بود.
اگر همین ۱۰ دلار هم از نظر روانی برای شما زیاد است، می توانید ریسک را کمتر کنید.
مثلا ۰.۵ درصد یا حتی کمتر.
حجم مناسب معامله حجمی نیست که بیشترین سود ممکن را ایجاد کند.
حجم مناسب حجمی است که اگر استاپ خوردید، معامله بعدی را همچنان بدون ترس و بدون انتقام طبق سیستم خود انجام دهید.
این تفاوت بین ترید حرفه ای و تصمیم گیری احساسی است.
آیا کاهش حجم باعث کم شدن سود نمی شود؟
بله، در کوتاه مدت سود احتمالی شما کمتر می شود.
اما موضوع مهم تر این است که احتمال باقی ماندن شما در بازار بیشتر می شود.
معامله گری یک بازی یک هفته ای یا یک ماهه نیست.
اگر برای گرفتن سود بیشتر، حجم معامله را آنقدر بالا ببرید که بعد از چند ضرر نتوانید از نظر روانی ادامه دهید، عملا سیستم معاملاتی شما فرصت اجرا پیدا نمی کند.
هدف یک معامله گر حرفه ای این نیست که با یک معامله سود بزرگی بگیرد.
هدف این است که بتواند صدها معامله بعدی را نیز طبق سیستم خود انجام دهد.
اعتماد به نفس واقعی در ترید چگونه ساخته می شود؟
اعتماد به نفس در معامله گری از یک سود بزرگ اتفاقی ایجاد نمی شود.
فرض کنید روی یک خبر وارد بازار شده اید و بدون برنامه ۵۰۰ دلار سود کرده اید.
این سود ثابت نمی کند که سیستم معاملاتی خوبی دارید.
اعتماد به نفس واقعی زمانی ایجاد می شود که آمار معاملات خود را بدانید.
مثلا بدانید:
وین ریت سیستم شما چند درصد است.
میانگین سود هر معامله چقدر است.
میانگین ضرر چقدر است.
نسبت ریسک به ریوارد شما چیست.
در هر معامله چه مقدار باید ریسک کنید.
وقتی این اعداد را بدانید، یک استاپ دیگر به معنی شکست نیست.
فقط یکی از ضررهای طبیعی سیستم معاملاتی شما است.
چرا اندازه حساب مهم تر از قیمت دلار نیست؟
قیمت دلار روی ارزش ریالی سرمایه شما تاثیر می گذارد، اما از نظر ساختار معامله، چیزی که اهمیت دارد درصد ریسک است.
مثلا اگر حساب شما ۱۰۰۰ دلار باشد و در هر معامله ۱ درصد ریسک کنید، ریسک شما ۱۰ دلار است.
اگر دلار گران تر شود، آن ۱۰ دلار از نظر تومان ارزش بیشتری پیدا می کند، اما نسبت آن به حساب شما همچنان همان ۱ درصد است.
پس راه حل حرفه ای این نیست که بگوییم چون دلار گران شده، دیگر نمی شود ترید کرد.
راه حل این است که حجم، سرمایه اولیه و ریسک هر معامله را با شرایط مالی خود هماهنگ کنیم.
مهم ترین اشتباه تریدرها در دلار گران
یکی از اشتباهات رایج این است که معامله گر همچنان با همان حجمی ترید می کند که زمانی دلار بسیار ارزان تر بوده است.
در حالی که تحمل روانی ضرر او دیگر همان مقدار نیست.
اگر قبلا ضرر ۲۰ دلاری برای شما قابل قبول بوده اما امروز همان عدد باعث فشار روانی شدید می شود، باید حجم معامله را بازبینی کنید.
این عقب نشینی نیست.
اتفاقا بخشی از مدیریت حرفه ای سرمایه است.
با سرمایه کم هم می شود ترید کرد؟
از نظر فنی بله، اما سرمایه کم محدودیت هایی ایجاد می کند.
هرچه سرمایه کمتر باشد، معامله گر بیشتر وسوسه می شود از اهرم بالا استفاده کند تا سود بزرگ تری بگیرد.
این کار می تواند ریسک لیکویید شدن را به شدت افزایش دهد.
بهتر است هدف حساب کوچک، ابتدا حفظ سرمایه، یادگیری سیستم و جمع آوری آمار معاملاتی باشد.
اگر سیستم شما در طول زمان عملکرد قابل قبول داشته باشد، افزایش سرمایه بعدا امکان پذیر است.
با دلار ۲۲۰ هزار تومنی بالاخره ترید کنیم یا نه؟
اگر سرمایه ای دارید که توان ریسک آن را دارید، مدیریت سرمایه را رعایت می کنید و حجم معاملات را متناسب با شرایط مالی خود انتخاب می کنید، افزایش قیمت دلار به تنهایی دلیلی برای کنار گذاشتن ترید نیست.
اما قیمت بالاتر دلار باعث شده یک واقعیت بسیار واضح تر شود:
اشتباه در مدیریت سرمایه برای معامله گر ایرانی بسیار گران تر از قبل تمام می شود.
اگر استاپ یک معامله باعث می شود تصمیم های شما تغییر کند، حجم معامله احتمالا بیش از حد بزرگ است.
اگر ضرر بخشی از سرمایه روی هزینه های زندگی شما تاثیر می گذارد، سرمایه اشتباهی وارد بازار شده است.
و اگر بعد از هر حرکت بازار، سود و ضرر را به تومان تبدیل می کنید، احتمالا فشار روانی اضافه ای به سیستم خود وارد می کنید.
جمع بندی
با دلار ۲۲۰ هزار تومنی هنوز هم می شود ترید کرد، اما شرایط جدید نیازمند مدیریت سرمایه جدی تر است.
سه اصل را فراموش نکنید:
سرمایه ای وارد بازار کنید که توان ریسک آن را دارید.
حجم معامله را آنقدر پایین نگه دارید که یک استاپ روی معامله بعدی شما تاثیر نگذارد.
و عملکرد خود را با درصد، R و آمار سیستم معاملاتی بسنجید، نه فقط با تبدیل هر سود و ضرر به تومان.
هدف معامله گر حرفه ای این نیست که با یک معامله زندگی خود را تغییر دهد.
هدف این است که بعد از صدها معامله، هنوز سرمایه و نظم کافی برای ادامه فعالیت در بازار داشته باشد.
جمع بندی
آیا با دلار ۲۲۰ هزار تومنی می شود ترید کرد؟
بله. قیمت دلار به تنهایی مانع ترید نیست، اما باید سرمایه اولیه، حجم معامله و میزان ریسک با شرایط مالی معامله گر هماهنگ باشد.
برای ترید چقدر سرمایه لازم است؟
عدد ثابتی وجود ندارد. مهم تر از مقدار سرمایه این است که پول وارد شده، پول ضروری زندگی نباشد و معامله گر بتواند با ریسک پایین فعالیت کند.
در هر معامله چند درصد سرمایه را ریسک کنیم؟
بسیاری از معامله گران از ریسک های پایین مانند ۰.۵ تا ۱ درصد استفاده می کنند، اما مقدار مناسب به استراتژی، سرمایه و تحمل ریسک فرد بستگی دارد.
R در ترید چیست؟
R واحدی برای اندازه گیری ریسک معامله است. اگر حداکثر ضرر برنامه ریزی شده شما ۱۰ دلار باشد، ۱۰ دلار برابر با یک R خواهد بود.
آیا تبدیل سود و ضرر دلار به تومان اشتباه است؟
برای تعیین سرمایه اولیه باید ارزش ریالی پول را در نظر گرفت، اما هنگام اجرای معامله، تمرکز دائمی روی تبدیل سود و ضرر به تومان می تواند فشار روانی تصمیم گیری را افزایش دهد.
